محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

111

كتاب الجغرافية ( فارسى )

ازدواج مىكند . اگر انسان از دست او خلاص شود و ميان او و غول جدايى افتد ، نجات يافته است ، و اگر غول با او درآميزد مىميرد و هرگز زنده نمىماند » . سمندل « 1 » 107 - [ پ r 23 ] در اين ناحيه شهر قند « 2 » كه سرزمين كافران است قرار دارد كه جزء سرزمين چين بشمار مىرود . و آن شهر بزرگى است كه در آن سمندل « نوعى حيوان » پيدا مىشود . اين حيوان از موش بزرگ ، بزرگ‌تر است . در داخل كوزه شيشه‌گرى به‌وجود مىآيد ، خوراك او آتش و از موادّ آتش‌زا « يا شعله‌هاى آتش است » . اين حيوان با تله‌هاى آهنين شكار مىشود و اگر از آتش خارج شود و در مجاورت هوا قرار گيرد بعد از ساعتى مىميرد ، همچنان‌كه ماهى بيرون از آب مىميرد . بعضى پنداشته‌اند كه اين موجود بدون توليد مثل به‌وجود مىآيد . امّا گفته‌اند كه توليد مثل مىكند ، به اين استدلال كرده كه اگر شكار شود نر و مادّه در آن يافت مىشود . امّا دليل آن كس كه گويد ، اين حيوان موجودى است كه توليد مثل ندارد ، اين است كه اگر توليد مثل مىكرد ، انواع مختلفى پيدا مىكرد ، چنان‌كه طبيعت ساير حيوانات چنين است ، بنابراين ، اين حيوان بدون توليد مثل به‌وجود مىآيد . اين حيوان كركى مانند فنك ( يا روباه ) دارد كه سفيد آميخته به سبز است و از آن دستمال‌هايى درست مىكنند كه پادشاهان بعد از غذا دست‌هاى خود را با آن پاك مىكنند . اين دستمال وقتى آلوده يا چركين مىشود ، چنان‌چه با آب و صابون شسته شود بر چركى آن افزوده مىگردد و شستن آن فقط به اين صورت است

--> ( 1 ) . Samandal . نوعى حيوان است . ( 2 ) . al - Kand Kandahir . احتمالا شهر قندهار مىباشد .